|
|
|
پرسشي که اين روزها بيشتر از خود مي يابد بپرسيم ناظر به "موفقيت امام" نيست که" تلک امه قد خلت لها ماکسبت و لکم ماکسبتم" ! پرسش اصلي اين سوال است که ما تا چه حد در" تداوم خط امام و حفظ تمايزات ظريف آن از ديگر خطوط" موفق بودهايم. (1387/5/24) |
|
دولت اسلامي دولتي است كه به نحوي از انحاء با پيامهاي متخذه از متون ديني و تفاسير مربوط به آن مرتبط باشد. در جامعه ما استنباط از متون مزبور علي الاصول در عهده نهاد حوزه هاي علميه است.( گرچه ميتوان تصور كرد كه نهادها يا موسسات ديگري نيز در عرض حوزه اين نقش را عهدهدار باشند). در اين صورت چگونگي تنظيم رابطه دولت با نهادهايي همچون حوزه جانشين مسئله ما يعني چگونگي رابطه دولت ودين در عرصه اجتماعي خواهد بود. (1387/5/4) |
|
با مرور بر اهم مولفه ها در "رویکرد آسیب شناسانه استاد از جامعه دینی" می توان به این سوال پاسخ داد که ما ،هواداران انقلاب و نظام(و به طریق اولی نقش آفرینان این دو) با میراث استاد شهید چه نسبتی داشته ایم! (1387/5/4) |
|
معرفي چند اثر در نقد "رويكرد تفكيك" را در همين صفحه ،در ستون" گزارش انديشه" بخوانيد. (1387/5/4) |
|
چندي پيش ، گروه تاريخ خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در مصاحبهاي با جناب آقاي فرشاد مومني عضو هيئت علمي دانشكدة اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي به ابعاد مختلف شخصيت و حيات مرحوم شهيد بهشتي پرداخت.در اين گفتگو از موضوعات مختلفي سخن به ميان آمده بود من جمله اینکه "از نظر اسلام عدل اخلاقي زيربناي همه انواع ديگر عدل است."مطلب حاضربه نقد اين گزاره (مستقل از بررسي استناد آن ) اختصاص دارد. (1387/5/4) |
|
امام با درکی تاریخی و اجتماعی از نخستین منزل سلوک،در عالمي که" قيام براي نفس" قائمه آنرا ميساخت و حتي انقلابيون آن نيز صورتي از «قيام براي نفس» را جايگزين شکل ديگري از «قيام براي نفس» ميساختند، از قیام لله سخن گفت .انسان مختاري كه امام طرح كرد و با باور به منشأ اثر دانستن او، تاريخمندي را براي مردم ما امكان پذير ساخت، موجودي "قائم لله " خواسته می شد.با همين مبنا، امام، "سحوري خوان تاریخی نو "شد. (1387/4/16) |
|
"رويكرد انتقادي فلسفه اسلامي به رابطه عقل و جنسيت"عنوان مقاله اي است از جناب حجه الاسلام حميدپارسانيا كه به نقد و ارزيابي "فمينيسم فلسفي" اختصاص دارد . (1387/4/16) |
|
"ضرورت شريعت و سازو كارهاي تحول در آن"عنوان گفتگوئي است با حجج اسلام آقايان احمد عابديني و حسين ايزدي . (1387/4/16) |
|
مطهري تنها شاگرد امام نبود. امام شاگردان ديگري نيز داشت. اما امام در جريان انقلاب مطهري را بركشيد و نه تنها در پيامها و اظهارات بعد از شهادت وي بلكه پيش از آن با محول كردن انتخاب اعضاي شوراي انقلاب به او، يا ارجاع گروههاي انقلابي به وي و بالاخره انتصاب مطهري به عنوان رياست شوراي انقلاب ، مشي استاد شهيد و سنخ دغدغهها و حساسيتهاي آن شهيد را نسبت به ديگر شاگردان خود مرجح شمرد (در عين حال كه ديگر شاگردان امام نيز از فضل و مرتبت خاص خود در نظر ايشان برخوردار بودند). با اين وصف آيا بيراه است اگر بگوئيم امام با بركشيدن مطهري خواه ناخواه افق آينده انقلاب را مشخص كرده اند؟ (1387/4/16) |
|
گرچه بحث "اختلافات مطهري- شريعتي" به جهات مختلف بحثي تاريخي شده است اما نشانههايي پيدا است كه ظاهراً برخي علاقه ندارند ،از اين بحث تاريخي عبور شود. گواهي اين مدعا نحوه برخوردي است كه امسال يكي از رسانهها در سالگرد درگذشت مرحوم شريعتي پيشه كرد. (1387/4/7) |
|
استاد شهيد، نقد خود از شریعتی را به شيوه اي اثباتي و با اجتناب از رديه نويسها و برخوردهاي شخصي معمول، از موضعي مترقي و متكاملتر از مرحوم شريعتي پي ميگرفتند.در حيطه هستي شناسي با اتخاذ رويكردي فلسفي و چالش جدي با رويكردهاي ظاهر گرا، عقلگرايي در فهم دين را ريشهاي تر و منضبطتر دنبال ميكردند.در زمينة فلسفه تاريخ با طرح" تئوري فطري تاريخ "در مقابل "تلقي ابزاري از تاريخ" امكان تحول اجتماعي ريشهاي يا انقلاب را تبيين فلسفي منقح مينمود.در انديشه سياسي و خلاف اضطراب آراء شريعتي، مطهري نخستين فردي است كه براي حقوق بشر نظريه بومي ارائه كرده و به صراحت در مقابل "حكومت مطلقه" موضع دینی(دقت فرمائید) اختیار کرده است .در انديشه اقتصادي نيز هيچ كس بنياديتر از مطهری به مسئله سرمايهداري نپرداخته است . استاد شهيد در زمينه تحول در دانشهاي ديني نيز آراء بكري دارند . (1387/4/1) |
|
اظهارات اخير آقاي محتشمي عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز دربارة آيه الله مصباح يزدي گرچه في حد نفسه سخنان جديدي نيست و شايد در وهلة نخست پرداختن به آن غير ضرور بنمايد، با اين حال مي تواند بهانهاي باشد براي آسيب شناسي آنچه امروز در فضاي سياسي كشور ما در جريان است. اين «آسيب شناسي» هيچ سودي هم كه در پي نداشته باشد حداقل خواهد توانست برخي «تقابلهاي كاذب» را كم رنگ كند. (1387/3/23) |
|
ايام، ايام شهادت زهراي مرضيه سلام الله عليها است و موعد، يكي از مناسبترين موعدها براي پرداختن ديگر باره به مسئله "زن". مسئله شدن هر پديده اي مسبوق به يك سلسله زمينه هاي عيني و ذهني است و مسئله شدن زن را نيز نمي توان استثنايي از اين حكم به شمار آورد. از اينرو در بدايت پرداختن به اين موضوع بايد به اين سوال پرداخت كه چرا زن براي ما به يك" مسئله" تبديل شده است. ترديدي نيست كه از مواضع فكري مختلفي ميتوان به اين سوال پاسخ داد. مسئله كانوني در بحث از زنان، از خودبيگانگي است و اگر براي زنان مسلمان هيچ عطيه اي از جانب خداوند رحمان نبود، مقام والايي كه به موجب آن، آنها ميتوانند از حيث امر به معروف و نهي از منكر "بريكديگر" و" بر مردان" در تمام عرصه هاي زندگي "ولايت" داشته باشند، براي «خود» بودن و «خود» ماندن ايشان كفايت ميكرد. (1387/3/16) |
|
ايجاد هوشياري درباره هويتهاي سياسي- فكري مختلف و عدم اشتباه "هويت مطلوب "با گفتارهائي كه ديگراني از منظرهاي متفاوت ابراز مي دارند از لوازم تعليم و تربيت سياسي است . برخي از اين جريانها يا اشخاص گرچه مستقل از ذهنيت برخي به نحو عيني وزن قابل توجهي در عرصه سياسي ندارنداما ممكن است براي برخي موجبات ابهام و اشتباه در باره هويت سياسي- فكري مطلوب را فراهم آورند(و في المثل هر سنخ سخن گفتن از خط امام و عدالت و من جمله سخن گفتن" احيا" از امام و عدالت را با سخن گفتن نام بردگان هم سنخ انگارند). اظهار نظر در مورد اين جريانها و اشخاص هم ابهام و اشتباه مزبور را رفع خواهد كرد و هم بهانه اي خواهد بودبراي طرح مجدد خصوصيات هويت مطلوب! آنچه در پي خواهيد خواندچند ماه پس از انتخابات رياست جمهوري نهم در نقد برخي فعالين سياسي همچون آقايان مهدي كروبي /علي اكبر محتشمي پور و فرشاد مومني( ابتدا به صورت بيانيه و بعدهابه صورت مقاله با عنوان موانع تحول در تكاپوي اسلامي دانشجويان) در سايت احيا مندرج گرديد. (1387/3/16) |
|
"حكمت متعاليه صدرايي، فلسفة حال و آينده"مقاله اي است به قلم دكتر حميد رضا آيه اللهي دانشيار گروه فلسفه دانشگاه علامه طبا طبا يي كه در سي و نهمين شماره نشريه خردنامه صدرا مندرج گرديده و اكنون به مناسبت روز بزرگداشت حكيم الهي ملا صدراي شيرازي زضوان الله عليه از نظر خوانندگان محترم احيا مي گذرد. (1387/2/27) |
|
حادثه جمع آوری و خمیر شدن کتاب "بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی" اثر استاد شهید مطهری، در سال های نخست دهه 60 و "آنچه در حاشیه و توالی آن صورت پذیرفت"، از حوادث تلخ زندگی فرهنگی مردم ما پس از پیروزی انقلاب اسلامی است.چند ماه پس از شهادت استاد، برخی روزنامه های کثیرالانتشار، به تدریج شروع به انتشار دستنوشته های منتشر نشده اقتصادی از استاد شهید کردند. این در حالی بود که نوار دروس سخنرانی ها و جلساتی با شرکت استاد، که به نحوی به موضوعات اقتصادی مربوط بود نیز در دسترس همگان قرار داشت. (1387/2/22) |
|
در شرایط کنونی براي مبارزه با رابطه سالاري و دیگر مفاسد عمومی در نظام دو عامل از دیگر عوامل کار سازتر است تكثر ضابطه مند (و البته غیر لیبرال)در داخل نظام و مهمتر از آن، این معنا که جامعه ديني ،جامعه بیصدا و منفعل نباشد. (1387/2/22) |
|
انديشه هاي اقتصادي استاد شهيد مطهري از دير باز آماج نقد و جرح جناحهاي مختلف سياسي و فرهنگي بوده است.آنچه در نگاشته حاضر خواهيد خواندپاسخي است به نقد يكي از نشريات جامعه مدرسين حوزه علميه قم (1387/1/24) |
|
وضعيت مطلوب در بلندمدت و شايد هم ميان مدت، شكلگيري جريانهايي در عرصه نهضت و سپس انعكاس هويت آنها در درون نظام است. اما در كوتاه مدت از آنجا كه جريانهاي موجود را داراي فاصلهاي معنيدار با ايدهآلها مييابيم وضعيت مطلوب را ميبايد در ساختاري متكثر در درون نظام و جلوگيري از يكدست شدن حاكميت ديد. اين قضاوت نه از آن رو است كه تكثر را فيحد ذاته پسنديده ميدانيم بلكه در شرايط موجود تكثر مناسبترين عامل بازدارنگي ميانگروههاي درون نظام است. ما برخلاف برخي متجددمآبان به تكثر، في حد ذاته، به مثابة يك ارزش نمينگريم بلكه از آنرو آنرا ضروري ميدانيم كه در دوران فترت و خلائي همچون اكنون، تكثر يكي از عوامل نيرومند براي مهار جناحها و احزاب رقيب و جلوگيري از فساد يك دست شدنِ قدرت است. (1387/1/24) |
|
در نوشته حاضر با اشاره به "مسئله انگیز شدن مفهوم جمهوری اسلامی" در سالهای اخیر کوشیده شده تا به بررسی اجمالی اهم دیدگاه ها در این زمینه پرداخته شود .در یکی از این دیدگاهها با ادعای جمع ناپذیری جمهوریت و اسلامیت مواجهیم چرا که در نظر صاحبان این دیدگاه "جمهوریت را ذاتیاتی است که موجب عدم جمع آن با اسلامیت می شود ".صاحبان دیدگاه دیگر گرچه به سازگاری این دو مفهوم فتوا می دهند اما این کار را با تقلیل اسلامیت به یک "فرهنگ" صورت انجام می بخشند.سومین دیدگاه نيز متعلق به آنها ئی است که معتقد به سازگاری جمهوریت با اسلامیت اند اما اسلامیت نظام در نظر ایشان مآلا" مفهومی" فردمحورانه "می یابد . در چارچوب این دیدگاه یک " فرد" ضامن اسلامیت نظام است و نه یک "متن"!نوشته حاضر علاوه بر بررسی اجمالی دیدگاههای مزبور از دیدگاه چهارمی جانبداری می کند. به این معنا که اولا": از جمهوریت درکی" ذات انگارانه" و لذا" رو شنگرانه یا مدرن" ندارد و در ثانی گرچه به نقش فرد یا افراد در پاسداری از اسلامیت نظام واقف است اما اسلامیت نظام را علی الاصول در گرو" متن محور بودن" آن می شمرد.به سخن دیگر نوشته حاضر جمهوری اسلامی را تنها در معنای متن محورانه آن امکان پذیر میداند. (1387/1/10) |
|
سياست در نظر امام در ضمن يک الگوي تکاملي براي آدمي صورت مي بندد. الگويي که گرچه در سلوک انفسي سالک ريشه دارد، اما در آفاق يا زندگي جمعي و تاريخي او نيز به عينه بازتاب مي يابد. اين الگو، الگوي صيرورت انسان است از " قيام للنفس" تا " قيام لله" ! گويي سياست نيز در نظر امام چيزي نبود جز انعکاس اين صيرورت در زمان آفاقي!" تربيت"، لُب سياستي بود که امام در نظر و عمل خود در نهضت بهمن57، تنها چشم اندازي از آنرا براي ما به يادگار گذاشت. آشکار است که اينچنين رويکردي به امر سياسي به هيچ روي رويکردي متجددانه نبود، همان طور که با درک مکتب خلافت در تمدن بيش از هزار ساله مسلمانان نيز سازگاري نداشت. (1386/12/25) |
|
يادداشت حاضر در نقد ديدگاه "بقاء محورِ" برخي از صاحب نظران نوگرا و تلاش ايشان براي تقابل افكندن ميان "تكليف گرايي" و "نتيجه انديشي" (و به تعبير ما "نهضت" و "نظام")، به رشته تحرير در آمده است. آنها در برخي از آثار خود براي تقويت اين ايده به تقابل ادعايي ميان "فرهنگ عاشورا" و "فرهنگ اربعين" متمسك شده اند. (1386/12/5) |
|
هيچ گاه نمي توان "پرونده تزكيه و تكامل يك محصول بشري" و من جمله نظام جمهوري اسلامي را بسته شده دانست.در مورد اين نظام تزكيه و تكامل هنگامي تحقق خواهد يافت كه نه تنها به تمايز" نهضت "از "نظام "ملتزم باشيم بلكه "اولويت "را در اين ميان به "نهضت" بخشيم؛ بدين معنا كه " اولويت " متعلق به عرصهاي باشد كه بستر و مظهر آرمانها و جهتگيريهاي تكاملي است( آرمانها و جهتگيريهايي كه سازگاري نظام با آن را همواره ميبايد موضوع بررسي و سنجش قرار داد). (1386/12/5) |
|
"شهيد مطهري و جايگاه عقل در فقاهت" عنوان مقاله اي است كه نشريه "فقه- كاوشي نو در فقه اسلامي "به قلم آقاي حسن رهبري به نشر آن همت گمارده و اينك از نظر خوانندگان محترم احيا ميگذرد .پر پيدا است كه زاويه ديد نويسنده محترم در اين زمينه يگانه منظري نيست كه در اين زمينه مي توان اختيار كرد. (1386/11/1) |
|
آموزش و پرورش از مهمترين عرصهها براي پيگيري اهداف تربيتي نهضت اسلامي و در ضمن از جمله اهداف اوليه آنهايي ا ست كه با اسلاميت و ايرانيت بر سر مهر نيستند. از همين رو است كه اين حوزه بيش از آنچه تا كنون به عمل آمده نيازمند انديشيدن به نظر ميرسد. نوشته حاضر كوشش اوليهاي است در اين زمينه! (1386/9/30) |
|
انتخابات سوم تير 84 و نتايج آن بستر مناسبي را فراهم آورد كه نيروهايي كه تا بيش از آن خط امام و عدالت خواهي و ارزش طلبي را حداقل به وادي فراموشي سپرده بودند و يا خود مسبب نارسائيهاي فرهنگي-سياسي پس از جنگ بودند اينبار با تمسك جستن به اين ارزشها در دانشگاهها يا در قالب احزاب جديد التأسيس خود را داعيهدار اين ارزشها جلوه دهند.گرچه اين جريان جرياني است محدود و كم توان اما احتمال آسيب زايي آن براي جريانهاي اسلامي دانشجويي همچنان باقي است. مقاله حاضر انذاري است نسبت به اين آسيب! (1386/9/12) |
|
خارج شدن رابطه امت و امام از حالت مطلوب ،تا حدود زیادی به خصوصیات امت یا مخاطبان رهبری بر می گردد.درست است كه امام یا رهبر هم از نقد استقبال می کنند ولي خود ملت بايد بفهمد كه رابطه امام و امت با رابطه شاه و رعايا متفاوت است. منتها يك ملتي كه 2500 سال شاهنشاهي را به خود ديده بالاخره شاه زدگی درفرهنگ آن رسوخ پیدا کرده است. انشاءالله باید با مساعی همگان آثار فرهنگ استبدادی را در همه اشکال آن از جامعه بزدائیم. (1386/9/12) |
|
اگر نقد استاد مطهري به هردو جریان تجددگرا و سلفی را تغليظ كنيم و همزمان وجهه تحول خواهانه و انقلابی آن را برجسته نمائيم و نیز بصیرتها و نو آوریهای امام در الگوهای مبارزاتی را مد نظر داشته باشیم انشاءالله خواهیم توانست گفتار سومی را متمایز ازدو جریان مطرح کنونی در جهان یعنی تجددگرائی و سلفی گری را مطرح کنیم. معتقدان به انقلاب اسلامي در داخل كشور در سطح جهاني، مي توانند مبلغين اين گفتار سوم باشند؛ گفتاري كه نه بی اعتنا به ظلم جهانی است و نه با خردورزی وحساسیتهای نظری و اخلاقی كه القاعده، طالبان و گروههاي تكفيري در مصر و عراق و ... فاقد آنهايند، بیگانه باشد. (1386/9/2) |
|
درباره مسئله التقاط بعضا" خود را با معرکه ای از آشفتگیها مواجه می بینیم .از یک سو برخی اطلاق این عنوان را از اساس بلاوجه و حربه ای در دست ارباب سیاست برای حذف رقیب جلوه می دهند و جماعتی دیگر آنرا اسلحه ای برای خدشه بر هر شخص یا رویکردی می کنند که آنرا نمی پسندند . هم اینان علاقه مندند تا با یک کاسه کردن شخص یا رویکرد مزبور با رویکردهای غیر خوش نام در تاریخ معاصر، خاطر خود را از زحمت مواجه استدلالی با رقیب آسوده دارند.اما صرفنظر از این معرکه مناقشات، آیا التقاط در معنای مذمومی که متفکرین و فعالین انقلاب از آن سخن می گفتند،از مضمون روشن و محصلی برخوردار بوده است؟ آیا می توان تبیین منقحی از این مفهوم به دست داد و آیا به عنوان یک مشکل نظری و اجتماعی، همچنان دارای موضوعیت می باشد؟ (1386/9/2) |
|
علامه سيد محمد حسين طباطبائي در تاريخ معاصر ما آماج تخريب جريانهائي به غايت _والبته به حسب ظاهر _متخالف بوده است در دهه هاي پيش خداشناسي مرحوم علامه از جانب متجددان و چپ گرايان"ارسطوئي" و "متافيزيكي" توصيف شده بود .به زعم ايشان به موجب دركي كه مرحوم علامه از"خدا "به دست مي داد دره اي ژرف ميان خدا و خلق برقرار مي گشت.آنها بر اين اعتقاد بودند كه علامه با آرائي از اين دست نمي تواند با انديشه انقلاب سازگار باشد.جماعت قابل توجهي از متقدمين نيز اعتقاد داشته و دارندكه درك فلسفي -عرفاني علامه از خدا موجب شده است كه وي از خلوص ديني و معارف ا هل بيت(ع) جدا افتد.احيا خواهد كوشيد تا زين پس با بازخواني "خداشناسي علامه "اين داوريها را به محك نقد زند. اين نوبت تفسير مرحوم علامه از آيه شريفه نور را ملاحظه خواهيد كرد .انشا’الله درانتهاي اين مجموعه از مباحث به تحليل آرا’آن فقيد سعيد در حوزه خداشناسي و تبيين اقتضا’ات و دلالتهاي آن خواهيم پرداخت. (1386/8/26) |
|
دانشجوي مسلمان قبل از آنكه دغدغه حاكم بودن حاكمان فعلي يا حاكم نبودن آنها را دارا باشد به آثار و پيامدهاي تربيتي كردار و گفتار خود در دانشگاه ها و نيز در جامعه توجه دارد. (1386/8/19) |
|
"مصلحت در فقه شيعه و پاسخ به شبهات روشنفكرى "عنوان مقاله اي است از جناب آقاي علي اكبر كلانتري كه از" فصلنامه فقه /كاوشي نو در فقه اسلامي "گزينش شده است و اكنون به جهت اهميت موضوع از نظر خوانندگان محترم احيا مي گذرد. (1386/7/29) |
|
"فقه " از جمله ابعاد مغفول در انديشه استاد شهيد مطهري است. فصلنامه فقه در مقاله اي با عنوان "فقه مطهري" و به قلم آقاي احمد مبلغي كوشيده است تا اين موضوع را به بحث گذارد. (1386/7/29) |
|
امام خميني آنچنان كه در فضاي داخلي طرحي متفاوت از راههاي مبارزاتي گذشته را درانداخت، در مقياس جهاني نيز انديشه و راهبردي را داشت كه هدفي بس بزرگتر از تغيير رژيم سياسي و اقتصادي در اين كشور و آن كشور را تعقيب ميكرد. انديشه و راهبردي كه تاريخي كاملا متفاوت از گرايشهاي متعارف چپ و راست را پيش روي مسلمانان قرار ميداد. اين انديشه و راهبرد آنقدر از حيث مباني، اصول و نهادها غني بوده وهست كه از انقلابيگري هاي متعارف، آزمون پس داده و موزهاي شده اين جهاني (سكولار) بي نياز باشد. (1386/7/27) |
|
"نسبت ديانت و شريعت "از جمله موضوعات بحث انگيز در فضاي روشنفكرانه سالهاي اخير در ميهنمان بوده است."جايگاه فقه در انديشه ديني" عنوان مقاله اي است به قلم حجت الاسلام سيدمرتضي تقوي كه ا ز شماره دوم فصلنامه" فقه اهلبيت "گزينش شده و با كسب اجازه از نشريه مزبور از نظر خوانندگان "احيا"مي گذرد. (1386/7/13) |
| |