تحلیلی از اعلام جنگ مجاهدین خلق علیه انقلاب و واقعه 30 خرداد 60

 يادكردي از دو خواهر مجاهد و نقش فراموش شده زن مسلمان
آنچه در الگو ي مطلوب "زن بودن" همیشگی است و می تواند و می باید راهنمای زندگی قرار گیرد، "احساس مسئولیت اجتماعی" و "نقش موثر در این عرصه "همراه با "روحیه ایثار" است. یعنی همان "عنصر" که متاسفانه رسانه هاو دستگاه هاي تربيتي ما آنرا به کلی مهجور قرار داده اند. در این چنین فضایی بیراه نیست اگر همچنان فاطمه و طیبه را بیاد آوریم!

 ميعاد با قافله سالار
28 سال از شهادت متفكر مظلوم معاصر و قافله سالار احياي فكر ديني در روزگار ما استاد شهيد مطهري مي گذرد.28 سال سخت كه هر سالش مي توانست در پيگيري راه آن بزرگ متضمن دستاوردهائي بزرگ باشد(اما دريغ كه آنچنان كه بايد و شايد چنين نشد). پيش از اين در نخستين سرمقاله احيا با عنوان "انديشيدن در كدام سنت" آورديم كه براي ما مطهري نه منزلي براي سرسپردن كه نقطه آغازي است براي پيمودن راه پر فراز و نشيب احياي فكر ديني! اكنون در سالگشت شهادت استاد نظر خوانندگان احيا را بار ديگر به مطلبي جلب ميكنيم كه در نخستين روزهاي آغاز به كار سايت احيا در زمستان 85 با عنوان "ضرورت بازگشت به مطهري" در سايت درج گرديد.

 برگهايي از آرشيو-درباره اصلاحات
"اصلاحات چونان يك راهبرد امنيتي" "درسهايي از حمله آمريكا به عراق" "هوشيار باشيم! زمينه‌هاي آشوب همچنان باقي است!" "فارغ البالي نسبت به ابزار يا هدف؟" "جايزه صلح نوبل،گفتمان حقوق بشر و هدم مقاومتهاي محلي"

 چهارم بهمن 54:شهيدان ابتلا’
حتي اذا استيئس الرسل و ظنوا انهم قدكذبوا جائهم نصرنا فنجي من نشا’ و لا يرد بأسنا عن القوم المجرمين./تا آنجا که رسولان مأيوس شده و گمان کردند که وعده نصرت خدا خلاف خواهد شد.در آن حال ياري ما فرا رسيد. پس هر كه را اراده ما به او تعلق گيرد نجات بخشيم و قهر ما از قوم بدكار بر نخواهد گشت./32 سال پيش، نهضت اسلامي در ميهن ما، دستخوش يكي از پر تلاطم ترين فرازهاي خود بود. فرازي كه با زير سؤال رفتن حقانيت و نقش اجتماعي اسلام، در پي خود موجي از يأس و نااميدي نسبت به حقانيت وكارآمدي باورها و احساس حقارت و ضعف را در پي داشت.

 صفاتي دزفولي و آغازين لحظات يك سلوك
انقلاب اسلامی ایران از آغاز ظرفیتهای متنوعی را چه در سطح گفتار و چه در سطح نحوه عمل فعالین، در بر داشته است. شناخت مقدرات این انقلاب تا حدود زیادی در گرو شناخت"مبدأ"آن است.آنچه صفاتی دزفولی و افرادی چون او رادر تاریخ گذشته ما برجسته می کند موقعیت خاصی است که در آن قرار داشتند و واکنش خاصی است که آنها در موقعیت مزبور از خود بروز دادند. با بررسی آن موقعیت و واکنش از حد یک مورد خاص تاریخی فراتر می رویم تا ببینیم آیا جهت گیری امثال صفاتی از این ظرفیت برخوردار است که راهی پیش روی فعالین انقلاب بگشاید ؟صفاتی دزفولی از نخستین نشانه ها در تاریخ معاصر ماست که با زندگی خود تصویری از "سلوک تحول خواهانه و انقلابی "را پیش روی ما نهاد که هماره" تعمیق دینی و علمی" را وجهه ی همت خود قرار داده است.بسیاری از این مبارزان با اقبال به مطهری (چه مستقیماٌ و چه از طریق امام) راهی پیش روی انقلابیون گشودند تا انقلاب از سنتهای عقلانی در تمدن اسلامی بیگانه نباشد.

 حقانيت تاريخي امام و پيروانش در آئينه دفع تجاوز بعثي
اين تنها گفتار امام بود كه در جريان پاسداري از كيان ملي قدرت بسيج كنندگي خود در مقابل اجنبي را نشان داد و ملت ما را يكبار ديگر همچون سال هاي 56 و 57 از يك پيچ تند تاريخي به سلامت رهانيد.انکار اين حقانیت تاريخی، يعني حقانيت امام و پيروانش، انکار يك واقعيت تاريخي است و مدعيان،نمي بايد در صورتي كه از انصاف، واقع نگري و حق جويي برخوردار باشند اميال و سلايق خود را بر حقايق تاريخي تحميل كنند.

 سر ماندگاري رجائي
سالها است كه به بزرگداشت صوري “رجايي” عادت كرده ايم، خيلي ها در اين ميان، از زندگان يا مردگان، براي ما به حق يا نابه حق“عادي” شده اند؛ اما نمي دانم در تصوير يا صدا يا كه اساساً در ياد رجايي چه سرّي نهفته است كه ما را هنوز هم كه هنوز است آتش مي‌زند. نمي دانم آيا اين سر را در مبارزات رجايي بايد جست يا كه در گفتار شيك و مطنطن يا در ژستهاي روز آمد و مطابق ميل طبقه اي از قدما يا متجددين .بالاخره آيا رجايي با اصولگرايي مصطلح است كه رجايي شد يا با نوانديش و به روز بودن؟ هم نيست كه هر يك از اين اوصاف را براي رجايي صادق بدانيم يا كاذب؛ مهم اين است كه بدانيم رجايي شدن رجايي، به صرف اين اوصاف سامان نيافت. رجايي را خصوصيتي بود كه اگر نامش بر سر زبانها نمي افتاد و حتي اگر پاي به وادي سياست نمي‌گذارد، همچنان رجايي بود.

 صاحبان نهضت
تجليل از حاج علي طالبي رزمنده سالهاي جنگ

 داستان تلخ يک دگرديسي
در اين يادداشت به سنخ شناسي واكنشهائي پرداخته شده است كه پيش از پيروزي انقلاب در ميان فعالين سياسي مسلمان در واكنش به دگرديسي مجاهدين خلق شكل گرفت.

 يادمان بيست و چهارمين سالگشت شهادت مجاهد مسيحائي ، پاسدار شهيد محمد بروجردی:
زندگي محمد اکنون نمونه اي از مدارا و شرح صدر در ميدان رزم گشته است. مدارايي که از بنيان با تساهل و تسامح رايج، که بر بنياد متجددانه و با مضموني ليبرال، صورت بندي مي شود، متفاوت است. مداراي بروجردي " مداراي رزمنده" بود. مدارايي با مضمون تربيتي، مدارايي جهت دار و براي نيل به غايت انسان! او از آن رو مدارا نمي کرد که به حق و باطلي باور نداشت يا حق را منتشَر مي انگاشت يا ملتزمين به هر سبک زندگي را از منظر نسبي انگارانه محق مي ديد (آنچنانکه ليبرال مشربان در ساحت سخن ــ وتنها در ساحت سخن ــ بدان قائلند). مداراي بروجردي در عين قاطعيت در دينداري، در چارچوب تحقق بخشيدن به اراده خدا و رشد و تعالي وتربيت مستضعفين فکري و فرهنگي صورت مي پذيرفت.

 نامه اي براي هميشه...نامه مجاهد شهيد سيد علي جهان آرا به خانواده اش در سالهاي مبارزه
در مقابل عمل زدگي مجاهدين خلق که از کفايت کار نظري سخن مي گفتند جهان آرا تعبيري ديگر از تأکيد بلند استاد مطهري را تکرار مي کند که ما هنوز نتوانسته ايم قرآن و راهمان را بشناسيم.

 

 نقدي از يك نگاشته در اقتصاد ماركسيستي
"فریبرز رئیس دانا" نويسندة «رويكرد و روش در اقتصاد»، كوشيده است تا پس از سال ها ركود در ادبيات ماركسيستي در حوزة اقتصاد، در نگاشته خود، طرحي جدید از "روايت ماركسيستي از علم اقتصاد " طرحي جدید به دست دهد. اما آن چنان كه در متن مقاله حاضر آمده ، در انجام اين امر شكست خورده است. اين شكست ، جداي از كاستي ها و اشتباهات بسيار، كه در اين نگاشته به برخي از آنها اشاره كرد ه ايم، از آنجا نشأت مي گيرد كه نويسنده در اثبات مزيت روش شناسي و رويكرد ماركسيستي نسبت به ديگر گزينه ها در حوزه علم اقتصاد، يعني لحاظ كردن دو عنصر «تكامل تاريخي» و «امر كلي» در حيطه نظريه و روش، ناكام مانده است.

 روايت تاريخ با عينك تجدد - بررسي انتقادي كتاب
بررسي «سبك تاريخ نگاري انديشه معاصر» از سوي متجددين در ميهنمان و دقايق و ظرايف آن، علاوه بر آنكه في حد ذاته شايسته تأمل است، خصوصيات تجدد ايراني و گستره تفسيرپذيري آن را نيز آشكار مي كند. خصوصياتي كه به نوبه خود گمانه زني درباره آينده اين انديشه را نيز جهت خواهد داد.

 جزميت در مفاهيم -آشفتگي در مصاديق/بررسي انتقادي كتاب
آيا اين ذهنيت، ذهنيتي كليشه‌اي و جزمي نيست كه در شناخت پديدارهاي خارجي آنها را در يكي از طرفين كليشه دوتايي"سنت و تجدد" قرار دهيم و اگر در يكي از طرفين كليشه مزبور جاي نگرفتند، آنها را پديدارهايي بي‌ثبات و داراي تضاد دروني و در حال گذار به وجه ناميراي كليشه مزبور به حساب آوريم؟

 دين و مليت در انديشه شهيد مطهري-بررسي انتقادي مقاله
در نيمه دوم سال 78 جزوه اي به قلم آقاي رضا عليجاني سردبير وقت ماهنامهايران فردا منتشر گرديد مقاله حاضر دو مقصود را در نظر دارد: تبيين ايده مليت در انديشه مطهري و رفع تحريف از آن و ديگري آشکار کردن نحوه برخورد پاره اي از روشنفکران دهه پنجاهي با مرحوم شهيد مطهري!

 

 گزارش اندیشه
"گزارش اندیشه" شامل مطالبی در زمینه معرفی کتاب ، نشریه و مقاله /بخشهای زیر را ملاحظه فرمائید:

 چند اثر در نقد رويكرد تفكيك
در سالهاي اخير، ديدگاه برخي شخصيتهاي فرهنگي – مذهبي در مخالف با فلسفه و عرفان (و لذا رويكرد دين شناسانه بزرگاني همچون امام خميني، علامه طباطبايي و استاد مطهري) از جانب آقاي محمد رضا حكيمي، با عنوان "مكتب تفكيك" طرح و تبليغ شده است. لازم به ذكر است كه تا پيش از اقدام جناب آقاي حكيمي ، رويكرد ياد شده به عنوان "مكتب تفكيك" و به طريق اولي یك" مكتب" مشهور نبود و بيشتر گزارش خاص آقاي حكيمي است كه با تاكيد بر برخي حاميان اين رويكرد و مسكوت گذاشتن نقش برخي ديگر( هم چون مرحوم حلبي بينانگذار انجمن حجتیه) رويكرد مزبور را در قالب يك «مكتب» معرفي كرد.

 حجت موجه_پاره اي از مهمترين اختلاف نظرهاي شيعه و اهل سنت در مهدويت
معرفي كتاب

 دوفصلنامه قران و مستشرقان
معرفي نشري اي در حوزه تاريخ قرآن

 بحران معرفت - نقد عقلانيت ومعنويت تجددگرا
معرفي کتابي در نقد عقلانيت ومعنويت تجددگرا

  
 استضعاف و رابطه قدرت
در آستانه زادروز امام عصر، حجه بن الحسن العسكري سلام الله عليه قرار داريم . روزي كه سالها پيش در ميهن ما "روز جهاني مستضعفين "نام گرفت . به همين مناسبت، نظر خوانندگان محترم" احيا" را به مقاله اي جلب ميكنيم كه پيش از اين درباره "مفهوم استضعاف" به رشته تحرير در آمده بود:/مفهوم استضعاف آن روزها كه همچون امروز در ميهن ما مهجور و متروك نبود، عمدتا" در معنايي اقتصادي فهميده مي‌شد. حتي برخي گروههاي سياسي در سالهاي نخست پس از پيروزي انقلاب، آنچنان اين نگاه اقتصادي را به غايت برده بودند كه مستضعف در سخن ايشان جايگزيني سرراست براي پرولتاريا بود. مستضعف در اين رويكرد، عنوان جماعتي بود كه، از منابع توليد بهره اي نداشت و در مقابل كساني قرار مي‌گرفت كه مالك ابزار توليدند. البته اين نگاه افراطي آشكارا در قرابت با ماركسيزم شكل گرفته بود و وضعيت آنرا نمي توان به ديگر گفتارها تسري داد با اين حال در ديگر رويكردها نيز استضعاف و مستضعف غالبا" در معنا و كاربردي اقتصادي طرح مي‌شد. به عنوان مثال حتي آن دسته از سازمانهاي سياسي كه مفهوم مستضعف را با تلقي ماركسیستي نمي نگريستند و از تمايز آن به مستضعف صالح و ناصالح سخن مي‌گفتند نيز نهايتا" استضعاف را در فضايي اقتصادي درك مي‌كردند. علاوه بر اينكه نتوانسته بودند به مفهومي جامع كه دربرگيرنده همه معاني استضعاف بود، دست يابند. صرفنظر از اين ديدگاه، ديگراني هم بودند كه به شكل انفعالي نسبت به آن واكنش نشان مي‌دادند؛ ديدگاهي كه از صاحبان شاخص آن مي‌بايد از مرحوم بازرگان يا اتباع ايشان ياد كرد. لُب سخن ايشان اين بود كه مستضعف نه يك مفهوم اقتصادي كه مفهومي اعتقادي است و در ادبيات ديني نيز بيشتر كاربردي منفي داشته است. مستضعف در اين ديدگاه ناظر به جماعتي است كه حجت بر ايشان تمام نشده و پيام خداوند به جهت موانعي كه ديگران پيش روي آنها نهاده اند به ايشان نرسيده است. غير از اين دو ديدگاه ما ديدگاه ديگري را در دهه هاي گذشته در مورد مفهوم مستضعف نداشته ايم. البته گروه ديگري كه آثارشان در سالهاي اخير منتشر شده است معتقدند كه اين انتظار كه دين در مورد پديدارهاي اجتماعي سخني داشته باشد، اساسا" انتظاري حداكثري و نابه جا از دين است. اگر قرآن درباره برخي پديدارهاي اجتماعي سخني گفته است متضمن برخي باورهاي بنيادين يا برخي جهت گيري هاي كلي است و اساسا" خداوند در عهده خود نمي ديده كه از طريق پيامبر در مورد مسئله اي با عنوان روابط قدرت سخني بگويد. به زعم صاحبان اين ديدگاه، سخن خداوند درباره روابط قدرت صرفا" به يك سلسله جهت گيري هاي كلي و توصيه هاي اخلاقي محدود مي‌شود و ما سخن ديگري در اين زمينه در متون ديني نداريم. اين جماعت معتقدند كه اين گونه مسائل به عقل بشري واگذار شده تا با مباني اين جهاني روابط اجتماعي را درك كند و آنها را در قالب تئوريها، سامان دهي كند. اما به رغم اين همه، وقتي ما از اين ديدگاههاي متعارض صرف نظر مي كنيم وبه خود متون رجوع مي نمائيم به نظر مي‌رسد كه هيچ يك از اين ديدگاهها نمي توانند پوشش لازم را به آيات و روايات بدهند. چراكه حداقل انتظاري كه ما از اين تبيينها داريم اين است كه شواهد بيروني را بتوانند به نحو مناسب پوشش داده و سازوکار پيوند آنها با يكديگر را بيان بكنند.با اين حال به نظر مي‌رسد كه هيچ يك از اين سه ديدگاه از عهده اين كاربر نمي آيند. مدعايي كه در اين نگاشته به طرح و اثبات آن پرداخته خواهد شد اين است كه پديدار استضعاف يك پديدار اجتماعي است كه اگر بخواهيم با ادبيات امروز از آن سخن گوئيم، بيشتر در قالب روابط قدرت مي‌تواند صورتبندي شود. وقتي در كلام خداوند پديده استضعاف به ما معرفي مي‌شود و مولفه هاي مختلف آن به ما شناسانده مي‌شود، گويي از مناسبات قدرت يك صورتبندي مفهومي ارائه مي‌شود آيات و روايات نيز به حسب ظاهر همين مدعا را تقويت مي‌كنند. در آيات قرآن به صراحت مي‌توان اين معنا را ديد. بر خلاف درك شايع ،در بافت معنایی قرآن، مفهوم استضعاف لزوما" به معناي اقتصادي اشاره ندارد. مثلا" در سوره مباركه اعراف آيه 150 از زبان حضرت هارون مي‌خوانيم كه "ان القوم استضعفوني و كادوا يقتلونني" در اين آيه، هارون عليه السلام موقعيت خود را با مفهوم استضعاف بيان مي‌كند يا مثلا" در سوره اعراف آيه 75 مي‌خوانيم كه قال الملأ الذين استكبرو للذين استضعفوا لمن آمن منهم اتعلمون ان صالحا" مرسل من ربه" در اين آيه نيز مفهوم استضعاف يك رابطه اجتماعي در قوم ثمود را ادامه ...

    حكم حكومتي در سيره سياسي امام
     (1387/5/24)

 امام، متفاوت از كليشه هاي قديم و جديد
پرسشي که اين روزها بيشتر از خود مي يابد بپرسيم ناظر به "موفقيت امام" نيست که" تلک امه قد خلت لها ماکسبت و لکم ماکسبتم" ! پرسش اصلي اين سوال است که ما تا چه حد در" تداوم خط امام و حفظ تمايزات ظريف آن از ديگر خطوط" موفق بوده‌ايم.      (1387/5/24)

 طرحي در "رابطه دين ودولت"
دولت اسلامي دولتي است كه به نحوي از انحاء با پيامهاي متخذه از متون ديني و تفاسير مربوط به آن مرتبط باشد. در جامعه ما استنباط از متون مزبور علي الاصول در عهده نهاد حوزه هاي علميه است.( گرچه مي‌توان تصور كرد كه نهادها يا موسسات ديگري نيز در عرض حوزه اين نقش را عهده‌دار باشند). در اين صورت چگونگي تنظيم رابطه دولت با نهادهايي همچون حوزه جانشين مسئله ما يعني چگونگي رابطه دولت ودين در عرصه اجتماعي خواهد بود.       (1387/5/4)

 ما و ميراث آسيب شناسانه مطهري
با مرور بر اهم مولفه ها در "رویکرد آسیب شناسانه استاد از جامعه دینی" می توان به این سوال پاسخ داد که ما ،هواداران انقلاب و نظام(و به طریق اولی نقش آفرینان این دو) با میراث استاد شهید چه نسبتی داشته ایم!      (1387/5/4)

 چند اثر در نقد رويكرد تفكيك
معرفي چند اثر در نقد "رويكرد تفكيك" را در همين صفحه ،در ستون" گزارش انديشه" بخوانيد.      (1387/5/4)

 عدل اخلاقي يا دركي نادرست از عدل اجتماعي؟
چندي پيش ، گروه تاريخ خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در مصاحبه‌اي با جناب آقاي فرشاد مومني عضو هيئت علمي دانشكدة اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي به ابعاد مختلف شخصيت و حيات مرحوم شهيد بهشتي پرداخت.در اين گفتگو از موضوعات مختلفي سخن به ميان آمده بود من جمله اینکه "از نظر اسلام عدل اخلاقي زيربناي همه انواع ديگر عدل است."مطلب حاضربه نقد اين گزاره (مستقل از بررسي استناد آن ) اختصاص دارد.      (1387/5/4)

 امام خمينی و"امكان تاريخ" با"قيام لله"
امام با درکی تاریخی و اجتماعی از نخستین منزل سلوک،در عالمي که" قيام براي نفس" قائمه آنرا مي‌ساخت و حتي انقلابيون آن نيز صورتي از «قيام براي نفس» را جايگزين شکل ديگري از «قيام براي نفس» مي‌ساختند، از قیام لله سخن گفت .انسان مختاري كه امام طرح كرد و با باور به منشأ اثر دانستن او، تاريخمندي را براي مردم ما امكان پذير ساخت، موجودي "قائم لله " خواسته می شد.با همين مبنا، امام، "سحوري خوان تاریخی نو "شد.       (1387/4/16)

 رويكرد انتقادي فلسفه اسلامي به رابطه عقل و جنسيت
"رويكرد انتقادي فلسفه اسلامي به رابطه عقل و جنسيت"عنوان مقاله اي است از جناب حجه الاسلام حميدپارسانيا كه به نقد و ارزيابي "فمينيسم فلسفي" اختصاص دارد .       (1387/4/16)

 ضرورت شريعت و سازو كارهاي تحول در آن
"ضرورت شريعت و سازو كارهاي تحول در آن"عنوان گفتگوئي است با حجج اسلام آقايان احمد عابديني و حسين ايزدي .      (1387/4/16)

 استاد در آئينه شاگرد /شاگرد در آئينه استاد
مطهري تنها شاگرد امام نبود. امام شاگردان ديگري نيز داشت. اما امام در جريان انقلاب مطهري را بر‌كشيد و نه تنها در پيا‌م‌ها و اظهارات بعد از شهادت وي بلكه پيش از آن با محول كردن انتخاب اعضاي شوراي انقلاب به او، يا ارجاع گروه‌هاي انقلابي به وي و بالاخره انتصاب مطهري به عنوان رياست شوراي انقلاب ، مشي استاد شهيد و سنخ دغدغه‌ها و حساسيت‌هاي آن شهيد را نسبت به ديگر شاگردان خود مرجح شمرد (در عين حال كه ديگر شاگردان امام نيز از فضل و مرتبت خاص خود در نظر ايشان برخوردار بودند). با اين وصف آيا بيراه است اگر بگوئيم امام با بركشيدن مطهري خواه ناخواه افق آينده انقلاب را مشخص كرده اند؟      (1387/4/16)

 راه و بيراه در پيگيري تفكر اصيل انقلاب
گرچه بحث "اختلافات مطهري- شريعتي" به جهات مختلف بحثي تاريخي شده است اما نشانه‌هايي پيدا است كه ظاهراً برخي علاقه ندارند ،از اين بحث تاريخي عبور شود. گواهي اين مدعا نحوه برخوردي است كه امسال يكي از رسانه‌ها در سالگرد درگذشت مرحوم شريعتي پيشه كرد.      (1387/4/7)

 سنخ شناسي منتقدين شريعتي و رويكرد مختار به او
استاد شهيد، نقد خود از شریعتی را به شيوه اي اثباتي و با اجتناب از رديه نويسها و برخوردهاي شخصي معمول، از موضعي مترقي و متكاملتر از مرحوم شريعتي پي مي‌گرفتند.در حيطه هستي شناسي با اتخاذ رويكردي فلسفي و چالش جدي با رويكردهاي ظاهر گرا، عقل‌‌گرايي در فهم دين را ريشه‌اي تر و منضبط‌‌تر دنبال مي‌كردند.در زمينة فلسفه تاريخ با طرح" تئوري فطري تاريخ "در مقابل "تلقي ابزاري از تاريخ" امكان تحول اجتماعي ريشه‌اي يا انقلاب را تبيين فلسفي منقح مي‌نمود.در انديشه سياسي و خلاف اضطراب آراء شريعتي، مطهري نخستين فردي است كه براي حقوق بشر نظريه بومي ارائه كرده و به صراحت در مقابل "حكومت مطلقه" موضع دینی(دقت فرمائید) اختیار کرده است .در انديشه اقتصادي نيز هيچ كس بنيادي‌تر از مطهری به مسئله سرمايه‌داري نپرداخته است . استاد شهيد در زمينه تحول در دانشهاي ديني نيز آراء بكري دارند .      (1387/4/1)

 روايت يك تقابل كاذب: نقد اظهارات عضو مجمع روحانيون مبارز درباره آيه الله مصباح يزدي
اظهارات اخير آقاي محتشمي عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز دربارة آيه الله مصباح يزدي گرچه في حد نفسه سخنان جديدي نيست و شايد در وهلة نخست پرداختن به آن غير ضرور بنمايد، با اين حال مي تواند بهانه‌اي باشد براي آسيب شناسي آنچه امروز در فضاي سياسي كشور ما در جريان است. اين «آسيب شناسي» هيچ سودي هم كه در پي نداشته باشد حداقل خواهد توانست برخي «تقابل‌هاي كاذب» را كم رنگ كند.      (1387/3/23)

 رجوعي دوباره به مساله "زن"
ايام، ايام شهادت زهراي مرضيه سلام الله عليها است و موعد، يكي از مناسبترين موعدها براي پرداختن ديگر باره به مسئله "زن". مسئله شدن هر پديده اي مسبوق به يك سلسله زمينه هاي عيني و ذهني است و مسئله شدن زن را نيز نمي توان استثنايي از اين حكم به شمار آورد. از اينرو در بدايت پرداختن به اين موضوع بايد به اين سوال پرداخت كه چرا زن براي ما به يك" مسئله" تبديل شده است. ترديدي نيست كه از مواضع فكري مختلفي مي‌توان به اين سوال پاسخ داد. مسئله كانوني در بحث از زنان، از خودبيگانگي است و اگر براي زنان مسلمان هيچ عطيه اي از جانب خداوند رحمان نبود، مقام والايي كه به موجب آن، آنها مي‌توانند از حيث امر به معروف و نهي از منكر "بريكديگر" و" بر مردان" در تمام عرصه هاي زندگي "ولايت" داشته باشند، براي «خود» بودن و «خود» ماندن ايشان كفايت مي‌كرد.       (1387/3/16)

 پرسشها ، انتقادات و پيشنهادهاي خود را از طريق ايميل سايت با ما در ميان گذاريد.
      (1387/3/16)

 سنجش برخي گفتارها درباره امام و عدالت
ايجاد هوشياري درباره هويتهاي سياسي- فكري مختلف و عدم اشتباه "هويت مطلوب "با گفتارهائي كه ديگراني از منظرهاي متفاوت ابراز مي دارند از لوازم تعليم و تربيت سياسي است . برخي از اين جريانها يا اشخاص گرچه مستقل از ذهنيت برخي به نحو عيني وزن قابل توجهي در عرصه سياسي ندارنداما ممكن است براي برخي موجبات ابهام و اشتباه در باره هويت سياسي- فكري مطلوب را فراهم آورند(و في المثل هر سنخ سخن گفتن از خط امام و عدالت و من جمله سخن گفتن" احيا" از امام و عدالت را با سخن گفتن نام بردگان هم سنخ انگارند). اظهار نظر در مورد اين جريانها و اشخاص هم ابهام و اشتباه مزبور را رفع خواهد كرد و هم بهانه اي خواهد بودبراي طرح مجدد خصوصيات هويت مطلوب! آنچه در پي خواهيد خواندچند ماه پس از انتخابات رياست جمهوري نهم در نقد برخي فعالين سياسي همچون آقايان مهدي كروبي /علي اكبر محتشمي پور و فرشاد مومني( ابتدا به صورت بيانيه و بعدهابه صورت مقاله با عنوان موانع تحول در تكاپوي اسلامي دانشجويان) در سايت احيا مندرج گرديد.      (1387/3/16)

 حكمت متعاليه صدرايي، فلسفة حال و آينده
"حكمت متعاليه صدرايي، فلسفة حال و آينده"مقاله اي است به قلم دكتر حميد رضا آيه اللهي دانشيار گروه فلسفه دانشگاه علامه طبا طبا يي كه در سي و نهمين شماره نشريه خردنامه صدرا مندرج گرديده و اكنون به مناسبت روز بزرگداشت حكيم الهي ملا صدراي شيرازي زضوان الله عليه از نظر خوانندگان محترم احيا مي گذرد.      (1387/2/27)

 تاملات اقتصادي استاد مطهري و قصه پر غصه آن
حادثه جمع آوری و خمیر شدن کتاب "بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی" اثر استاد شهید مطهری، در سال های نخست دهه 60 و "آنچه در حاشیه و توالی آن صورت پذیرفت"، از حوادث تلخ زندگی فرهنگی مردم ما پس از پیروزی انقلاب اسلامی است.چند ماه پس از شهادت استاد، برخی روزنامه های کثیرالانتشار، به تدریج شروع به انتشار دستنوشته های منتشر نشده اقتصادی از استاد شهید کردند. این در حالی بود که نوار دروس سخنرانی ها و جلساتی با شرکت استاد، که به نحوی به موضوعات اقتصادی مربوط بود نیز در دسترس همگان قرار داشت.       (1387/2/22)

 نظام متكثر و جامعه بيدار :پادزهر بيضابطگي
در شرایط کنونی براي مبارزه با رابطه سالاري و دیگر مفاسد عمومی در نظام دو عامل از دیگر عوامل کار سازتر است تكثر ضابطه مند (و البته غیر لیبرال)در داخل نظام و مهمتر از آن، این معنا که جامعه ديني ،جامعه بیصدا و منفعل نباشد.      (1387/2/22)

 ادامه مقاله "حكمت تحريم ربا در انديشه اقتصادي استاد شهيد مطهري"
      (1387/2/1)

 حكمت تحريم ربا در انديشه فقهى استاد شهيد مطهرى
انديشه هاي اقتصادي استاد شهيد مطهري از دير باز آماج نقد و جرح جناحهاي مختلف سياسي و فرهنگي بوده است.آنچه در نگاشته حاضر خواهيد خواندپاسخي است به نقد يكي از نشريات جامعه مدرسين حوزه علميه قم       (1387/1/24)

 نسل جديد و مسئله جناحها
وضعيت مطلوب در بلندمدت و شايد هم ميان مدت، شكل‌گيري جريانهايي در عرصه نهضت و سپس انعكاس هويت آنها در درون نظام است. اما در كوتاه مدت از آنجا كه جريانهاي موجود را داراي فاصله‌اي معني‌دار با ايده‌‌آلها مي‌يابيم وضعيت مطلوب را مي‌بايد در ساختاري متكثر در درون نظام و جلوگيري از يكدست شدن حاكميت ديد. اين قضاوت نه از آن رو است كه تكثر را في‌حد ذاته پسنديده مي‌دانيم بلكه در شرايط موجود تكثر مناسبترين عامل بازدارنگي ميان‌گروه‌هاي درون‌ نظام است. ما برخلاف برخي متجددمآبان به تكثر، في حد ذاته، به مثابة يك ارزش نمي‌نگريم بلكه از آن‌رو آنرا ضروري مي‌دانيم كه در دوران فترت و خلائي همچون اكنون، تكثر يكي از عوامل نيرومند براي مهار جناحها و احزاب رقيب و جلوگيري از فساد يك دست‌ شدنِ قدرت است.       (1387/1/24)

 چا لش آراء در" امكان پذيري جمهوري اسلامي"
در نوشته حاضر با اشاره به "مسئله انگیز شدن مفهوم جمهوری اسلامی" در سالهای اخیر کوشیده شده تا به بررسی اجمالی اهم دیدگاه ها در این زمینه پرداخته شود .در یکی از این دیدگاهها با ادعای جمع ناپذیری جمهوریت و اسلامیت مواجهیم چرا که در نظر صاحبان این دیدگاه "جمهوریت را ذاتیاتی است که موجب عدم جمع آن با اسلامیت می شود ".صاحبان دیدگاه دیگر گرچه به سازگاری این دو مفهوم فتوا می دهند اما این کار را با تقلیل اسلامیت به یک "فرهنگ" صورت انجام می بخشند.سومین دیدگاه نيز متعلق به آنها ئی است که معتقد به سازگاری جمهوریت با اسلامیت اند اما اسلامیت نظام در نظر ایشان مآلا" مفهومی" فردمحورانه "می یابد . در چارچوب این دیدگاه یک " فرد" ضامن اسلامیت نظام است و نه یک "متن"!نوشته حاضر علاوه بر بررسی اجمالی دیدگاههای مزبور از دیدگاه چهارمی جانبداری می کند. به این معنا که اولا": از جمهوریت درکی" ذات انگارانه" و لذا" رو شنگرانه یا مدرن" ندارد و در ثانی گرچه به نقش فرد یا افراد در پاسداری از اسلامیت نظام واقف است اما اسلامیت نظام را علی الاصول در گرو" متن محور بودن" آن می شمرد.به سخن دیگر نوشته حاضر جمهوری اسلامی را تنها در معنای متن محورانه آن امکان پذیر میداند.      (1387/1/10)

 سياست سالكانه امام
سياست در نظر امام در ضمن يک الگوي تکاملي براي آدمي صورت مي بندد. الگويي که گرچه در سلوک انفسي سالک ريشه دارد، اما در آفاق يا زندگي جمعي و تاريخي او نيز به عينه بازتاب مي يابد. اين الگو، الگوي صيرورت انسان است از " قيام للنفس" تا " قيام لله" ! گويي سياست نيز در نظر امام چيزي نبود جز انعکاس اين صيرورت در زمان آفاقي!" تربيت"، لُب سياستي بود که امام در نظر و عمل خود در نهضت بهمن57، تنها چشم اندازي از آنرا براي ما به يادگار گذاشت. آشکار است که اينچنين رويکردي به امر سياسي به هيچ روي رويکردي متجددانه نبود، همان طور که با درک مکتب خلافت در تمدن بيش از هزار ساله مسلمانان نيز سازگاري نداشت.       (1386/12/25)

  روح عاشورا در كالبد اربعين يا جريان نهضت در مجراي نظام
يادداشت حاضر در نقد ديدگاه "بقاء محورِ" برخي از صاحب نظران نوگرا و تلاش ايشان براي تقابل افكندن ميان "تكليف گرايي" و "نتيجه انديشي" (و به تعبير ما "نهضت" و "نظام")، به رشته تحرير در آمده است. آنها در برخي از آثار خود براي تقويت اين ايده به تقابل ادعايي ميان "فرهنگ عاشورا" و "فرهنگ اربعين" متمسك شده اند.       (1386/12/5)

 نهضت ونظام
هيچ گاه نمي توان "پرونده تزكيه و تكامل يك محصول بشري" و من جمله نظام جمهوري اسلامي را بسته شده دانست.در مورد اين نظام تزكيه و تكامل هنگامي تحقق خواهد يافت كه نه تنها به تمايز" نهضت "از "نظام "ملتزم باشيم بلكه "اولويت "را در اين ميان به "نهضت" بخشيم؛ بدين معنا كه " اولويت " متعلق به عرصه‌اي باشد كه بستر و مظهر آرمانها و جهت‌گيريهاي تكاملي است( آرمانها و جهت‌گيريهايي كه سازگاري نظام با آن را همواره مي‌بايد موضوع بررسي و سنجش قرار داد).      (1386/12/5)

  شهيد مطهري و جايگاه عقل در فقاهت
"شهيد مطهري و جايگاه عقل در فقاهت" عنوان مقاله اي است كه نشريه "فقه- كاوشي نو در فقه اسلامي "به قلم آقاي حسن رهبري به نشر آن همت گمارده و اينك از نظر خوانندگان محترم احيا ميگذرد .پر پيدا است كه زاويه ديد نويسنده محترم در اين زمينه يگانه منظري نيست كه در اين زمينه مي توان اختيار كرد.      (1386/11/1)

 مطالعات آموزش وپرورش و تجديد مطلعي از منظر تكامل
آموزش و پرورش از مهمترين عرصه‌ها براي پيگيري اهداف تربيتي نهضت اسلامي و در ضمن از جمله اهداف اوليه آنهايي ا ست كه با اسلاميت و ايرانيت بر سر مهر نيستند. از همين رو است كه اين حوزه بيش از آنچه تا كنون به عمل آمده نيازمند انديشيدن به نظر مي‌رسد. نوشته حاضر كوشش اوليه‌اي است در اين زمينه!      (1386/9/30)

 موانع تحول در تكاپوي اسلامي دانشجويان
انتخابات سوم تير 84 و نتايج آن بستر مناسبي را فراهم آورد كه نيروهايي كه تا بيش از آن خط امام و عدالت خواهي و ارزش طلبي را حداقل به وادي فراموشي سپرده بودند و يا خود مسبب نارسائيهاي فرهنگي-سياسي پس از جنگ بودند اينبار با تمسك جستن به اين ارزشها در دانشگاهها يا در قالب احزاب جديد التأسيس خود را داعيه‌دار اين ارزشها جلوه دهند.گرچه اين جريان جرياني است محدود و كم توان اما احتمال آسيب زايي آن براي جريانهاي اسلامي دانشجويي همچنان باقي است. مقاله حاضر ‌انذاري است نسبت به اين آسيب!      (1386/9/12)

 ولايت فقيه و مسئله نقد
خارج شدن رابطه امت و امام از حالت مطلوب ،تا حدود زیادی به خصوصیات امت یا مخاطبان رهبری بر می گردد.درست است كه امام یا رهبر هم از نقد استقبال می کنند ولي خود ملت بايد بفهمد كه رابطه امام و امت با رابطه شاه و رعايا متفاوت است. منتها يك ملتي كه 2500 سال شاهنشاهي را به خود ديده بالاخره شاه زدگی درفرهنگ آن رسوخ پیدا کرده است. انشاءالله باید با مساعی همگان آثار فرهنگ استبدادی را در همه اشکال آن از جامعه بزدائیم.      (1386/9/12)

 نگاهي به تاريخ روابط خارجی جنبش اسلامي در ایران در ارتباط با جنبشهای فکری- سیاسی خارج از کشور
اگر نقد استاد مطهري به هردو جریان تجددگرا و سلفی را تغليظ كنيم و همزمان وجهه تحول خواهانه و انقلابی آن را برجسته نمائيم و نیز بصیرتها و نو آوریهای امام در الگوهای مبارزاتی را مد نظر داشته باشیم انشاءالله خواهیم توانست گفتار سومی را متمایز ازدو جریان مطرح کنونی در جهان یعنی تجددگرائی و سلفی گری را مطرح کنیم. معتقدان به انقلاب اسلامي در داخل كشور در سطح جهاني، مي توانند مبلغين اين گفتار سوم باشند؛ گفتاري كه نه بی اعتنا به ظلم جهانی است و نه با خردورزی وحساسیتهای نظری و اخلاقی كه القاعده، طالبان و گروههاي تكفيري در مصر و عراق و ... فاقد آنهايند، بیگانه باشد.      (1386/9/2)

 التقاط و سويه هاي مختلف آن
درباره مسئله التقاط بعضا" خود را با معرکه ای از آشفتگیها مواجه می بینیم .از یک سو برخی اطلاق این عنوان را از اساس بلاوجه و حربه ای در دست ارباب سیاست برای حذف رقیب جلوه می دهند و جماعتی دیگر آنرا اسلحه ای برای خدشه بر هر شخص یا رویکردی می کنند که آنرا نمی پسندند . هم اینان علاقه مندند تا با یک کاسه کردن شخص یا رویکرد مزبور با رویکردهای غیر خوش نام در تاریخ معاصر، خاطر خود را از زحمت مواجه استدلالی با رقیب آسوده دارند.اما صرفنظر از این معرکه مناقشات، آیا التقاط در معنای مذمومی که متفکرین و فعالین انقلاب از آن سخن می گفتند،از مضمون روشن و محصلی برخوردار بوده است؟ آیا می توان تبیین منقحی از این مفهوم به دست داد و آیا به عنوان یک مشکل نظری و اجتماعی، همچنان دارای موضوعیت می باشد؟      (1386/9/2)

 طباطبائي و انديشه خدا محوري-بخش نخست:تفسيرآيه نور
علامه سيد محمد حسين طباطبائي در تاريخ معاصر ما آماج تخريب جريانهائي به غايت _والبته به حسب ظاهر _متخالف بوده است در دهه هاي پيش خداشناسي مرحوم علامه از جانب متجددان و چپ گرايان"ارسطوئي" و "متافيزيكي" توصيف شده بود .به زعم ايشان به موجب دركي كه مرحوم علامه از"خدا "به دست مي داد دره اي ژرف ميان خدا و خلق برقرار مي گشت.آنها بر اين اعتقاد بودند كه علامه با آرائي از اين دست نمي تواند با انديشه انقلاب سازگار باشد.جماعت قابل توجهي از متقدمين نيز اعتقاد داشته و دارندكه درك فلسفي -عرفاني علامه از خدا موجب شده است كه وي از خلوص ديني و معارف ا هل بيت(ع) جدا افتد.احيا خواهد كوشيد تا زين پس با بازخواني "خداشناسي علامه "اين داوريها را به محك نقد زند. اين نوبت تفسير مرحوم علامه از آيه شريفه نور را ملاحظه خواهيد كرد .انشا’الله درانتهاي اين مجموعه از مباحث به تحليل آرا’آن فقيد سعيد در حوزه خداشناسي و تبيين اقتضا’ات و دلالتهاي آن خواهيم پرداخت.       (1386/8/26)

 دانشجوي مسلمان و دولت نهم
دانشجوي مسلمان قبل از آنكه دغدغه حاكم بودن حاكمان فعلي يا حاكم نبودن آنها را دارا باشد به آثار و پيامدهاي تربيتي كردار و گفتار خود در دانشگاه ها و نيز در جامعه توجه دارد.      (1386/8/19)

 مصلحت در فقه شيعه و پاسخ به شبهات روشنفكرى
"مصلحت در فقه شيعه و پاسخ به شبهات روشنفكرى "عنوان مقاله اي است از جناب آقاي علي اكبر كلانتري كه از" فصلنامه فقه /كاوشي نو در فقه اسلامي "گزينش شده است و اكنون به جهت اهميت موضوع از نظر خوانندگان محترم احيا مي گذرد.       (1386/7/29)

 فقه مطهري
"فقه " از جمله ابعاد مغفول در انديشه استاد شهيد مطهري است. فصلنامه فقه در مقاله اي با عنوان "فقه مطهري" و به قلم آقاي احمد مبلغي كوشيده است تا اين موضوع را به بحث گذارد.      (1386/7/29)

 نهضت جهاني مستضعفين بي نياز از چپ گرائي آمريكاي لاتين- اسلام اصل است نه مبارزه!
امام خميني آنچنان كه در فضاي داخلي طرحي متفاوت از راههاي مبارزاتي گذشته را درانداخت، در مقياس جهاني نيز انديشه و راهبردي را داشت كه هدفي بس بزرگتر از تغيير رژيم سياسي و اقتصادي در اين كشور و آن كشور را تعقيب مي‌كرد. انديشه و راهبردي كه تاريخي كاملا متفاوت از گرايشهاي متعارف چپ و راست را پيش روي مسلمانان قرار مي‌داد. اين انديشه و راهبرد آنقدر از حيث مباني، اصول و نهادها غني بوده وهست كه از انقلابيگري هاي متعارف، آزمون پس داده و موزه‌اي شده اين جهاني (سكولار) بي نياز باشد.      (1386/7/27)

 جايگاه فقه در انديشه ديني
"نسبت ديانت و شريعت "از جمله موضوعات بحث انگيز در فضاي روشنفكرانه سالهاي اخير در ميهنمان بوده است."جايگاه فقه در انديشه ديني" عنوان مقاله اي است به قلم حجت الاسلام سيدمرتضي تقوي كه ا ز شماره دوم فصلنامه" فقه اهلبيت "گزينش شده و با كسب اجازه از نشريه مزبور از نظر خوانندگان "احيا"مي گذرد.       (1386/7/13)